تبریک روز مادر
دیروز 11/2/92 مصادف با روز مادر بود ظهر که خونه رسیدم آیلایی در را برام باز کرد و بعد از کمی مکث برگشت به من گفت روزت مبارک من هم چنان هیجان زده شدم نشتم و حسابی بوسش کردم کار کار خاله لیلا بود که یادش داده بود . الهی من قربون این شیرین زبونیت بشم آخه فندق ماما. بعد از رفتن خاله لیلا خانمی رو به حمام بردم که بابایی پیام داد بعد حموم با آیلا کار دارم بعدا دیدم که آیلا ب زور می خواد رد کمدد رو باز کنه که دیدم با دسته گل اومد و باز گفت روزت مبارک بله بابایی از طرف خانمی گل گرفته بود دست بابایی گل و خانم گلی هر دوشون درد نکنه حسابی به من چسبید . عکسها هم موقعی هست که آماده شدیم به دیدن ممان و ماماما بریم .

کمی باد می وزید کلاه سرش گذاشته بعد به ماماما می گفت باد می اومد کلاه گذاشتم تا باد نیاد

این هم خانمی و الوین به دست .

خاله حسنا دریاب دامن و کفش رو . بابا این چه طرز بغل کردن بچه هست داره کله پا می شه



تبریک روز مادر
